|
|
انسان مي تواند با غمهاي دوست داشتني که در دل او زنده است خيلي راحتتر از شاديهاي دروغين زنگي کند و ام |
|
|
سلام
چند روزی بود به دلایل مشکلات نتوانستم بروز بشوم با عرض معذرت از همه خوبان دوست دارم اين جمله رو از حضرت علي (ع) براتون بنويسم: مي رهاند از آنجائیکه قول داده بودم کوتاه بنویسم در چند جمله همه مهربانی را تقدیم می کنم به شما خوبان هنر سخاوت را بياموز
هستي هم چنان تو را غرق در بركت ميكند سبزو با سخاوت همچون بهار باشید
|
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1384ساعت 9:29 توسط آريا
|
|
||
|
|
یاد بگیریم که دیگران را بخاطر خودشان دوست داشته باشیم ..... |
|
|
تاتوانی به جهان خدمت محتاجان کن به دمی یا درمی یا قلمی یا قدمی با زیباترین سلامها وعرض خالصانه ترین ادبها دوستی به من می گفت : نوشته هایت خیلی بلند است من هم گفتم چشم اطاعت امر می کنیم و کوتاه می نویسم تا که شاید به نظر درآید ومقبول افتد مایلم نظرتان را د رباره این اشعار بدانم راهنمایم نمایید سپاسگزارم از مهربانی سبزتان چیست گیتی؟محفلی با قیل و قال آمیخته ذره هایی با وجود با زوال آمیخته این تلاش آرزو آمیز هستی نام چیست؟ خواب بی تعبیر گنگی با خیال آمیخته وباور کنید کلمات اعجاز انگیز زیر را : خدايا: ثروت؛ زيبايي و دانش كتابها ؛ همه مي گذرند ؛همه چيز مي گذرد؛ مگر آنچه از توست ؛ پس متبركم گردان ؛ تا درتبعيد ديرينه ام عشقت را گم نكنم . تا بعد
|
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم فروردین 1384ساعت 8:43 توسط آريا
|
|
||
|
|
من به يك آينه، يك بستگي پاك قناعت دارم |
|
||
|
||||
|
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم فروردین 1384ساعت 10:18 توسط آريا
|
|
||||
|
|
زندگي، با همه پوچي هنوز از تو لبريزم. |
|
|
|
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم فروردین 1384ساعت 9:20 توسط آريا
|
|
||
|
|
اينجاراهديه اش ميكنم.به آنكس كه براي سبدهاي پرخوابمان،سيب آورد.حيف كه براي خوردن آن سيب،تنهاييم |
|
|
سلام
به زيباترين فصول يادگار عشق . سلام بر بهار. سلام بر مهرباني و صداقت . دوباره روياهايمان بهاري شد و حقيقت وجوديمان روئيدن آغاز كرد .ولي چه حيف؟! ما هر سال با شروع سال ، گذشت عمرمان را جشن مي گيريم و خوشحال از اين كه زودتر به انتهاي حقيقت خاكي خود نزديك ميشويم . هيچ انديشيده ايم كه برما چه گذشت و چه بايد بكنيم . براي همه ما خوب است كه مايه افتخار باشيم ولي بزرگترين افتخار، خوب بودن ماست . اين جمله اي بود كه بر ديوار مدرسه اي در خيابان دولت تهران نوشته بود من با خودم خيلي كلنجار رفتم .خيلي تلاش كردم بين بودن .افتخار وخوب تناسب برقرار كنم . نهايتا اينكه نزديك بود تصادف كنم . ولي حقيقت امر اين است كه ما همه بيشتر بدنبال افتخار هستيم .يعني بيشتر فكر اينيم كه مايه افتخار باشيم تا خوب باشيم . در پشت ديوار اضطراب ذهنم بدنبال شفافيتي مي گشتم تا توجيهي پيدا كنم كه : به ناگاه ياد شعر نشاني سهراب" خانه دوست كجاست ؟ " افتادم . از مجموع حجم سبز با خودم زمزمه كردم و كمي آرام شدم . نام شعر : نشاني "خانه دوست كجاست؟" در فلق بود كه پرسيد سوار خانه دوست كجاست؟" در فلق بود كه پرسيد سوار. براستي در اين سال جديد چه بايد بكنيم چشم ها رابايد شست جور ديگر بايد ديد زير باران بايد راه رفت زير باران بايد شعر خواند و........
عادت به بودن كرديم به اين كه در پشت يك اضطراب خاموش هميشه انگشتان دستانمان را بجويم از روياروي با حقيقت زندگي مضطربيم راستي چرا اينگونه ايم؟ عادت كرده ايم تقصيرها را به گردن ديگران بيندازيم هميشه بدنبال مقصر مي گرديم وخود را در كنار گود مبري ميدانيم . ازقبول واقعيت ها واهمه داريم در حالي كه نبايد اينگونه باشد بايد پيش رفت ودر ميان سهمگين ترين حوادث بودن عشق وخواستن را تجربه كرد . حتي بعضي از ما عادت كرده ايم كه يكي ما را دوست بدارد از اينكه كسي را دوست داشته باشيم ومهمتر اينكه بيان كنيم اين جلوه بزرگ الهي را واهمه داريم .چرا بايد اينگونه باشيم . چرا گفتن دوستت دارم به دوستان حتي به پدر ومادر و اعضا نزديك خانواده ترس داريم در حالي كه اگر بخواهيم خداي نكرده حرف ركيك يا زشتي بزنيم براحتي بيان مي كنيم .حتي بدون پرده و با صداي بلند دادي ميزنيم فلان فلان شده .پدر سوخته يا پدر ..... بياييد تجديدي در خود داشته باشيم بياييد مهربان باشيم . غير از اين چيزي نيست به درد دل سهراب نگاهي بكنيد . نام مجموعه : شرق اندوه آري ، ما غنچه يك خوابيم. آري اينگونه است چه كسي مارا مي بويد و...............وبه بادي پرپر ................وفرودي ديگر؟ بياييد مهربان باشيم بخدا خرجي ندارد سبز باشيد وبهاري.
|
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم فروردین 1384ساعت 9:43 توسط آريا
|
|
||